خاکستر رنگ
مترادفها
خاکستری
لغت نامه دهخدا
خاکستررنگ. [ ک ِ ت َ رَ ] ( ص مرکب ) رنگ خاکستری. غُبسَه. غَبَس. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
رنگ خاکستری غبسه
جمله سازی با خاکستر رنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانه ام با سوختن خو کرده، گویا روزگار رنگ این ویرانه از خاکستر پروانه ریخت
💡 پرنده ماده در سطح پشتی به رنگ خاکستری مایل به قهوهای میباشد، با گلو و سینه تقریباً سفید که پر از لکهها و رگههای سیاه رنگ است و سینهٔ آنها به رنگ نخودی است.
💡 تیرهبختیهای من گر پرتو اندازد ز دور شعله را در بر لباس از رنگ خاکستر کنم
💡 ۱۳۶۲ سرپرست کاوش در کورههای ۳۲۰۰ ساله سفالهای خاکستری رنگ تپههای کهریزک ری.
💡 سازمان اجرایی قطر تابع هواپیمایی قطر است که دارای چند هواپیمای جت بسیار سریع است که مخصوص امیر قطر خریداری شدهاند. رنگ این هواپیماها معمولاً خاکستری یا کبود هستند و روی آنها یک آهو که برگرفته از پرچم ملی قطر است نقاشی میشود.
💡 رنگ بدن این پستاندار در قسمت پشتی کرم متمایل به خاکستری و در زیر بدن کرم روشن است. طول بدن آن در بخش سر و تنه میان ۴۳ تا ۷۵ میلیمتر و دمش ۵۵ تا ۷۰ میلیمتراست.