لغت نامه دهخدا
( ام کلبة ) ام کلبة. [ اُم ْ م ِ ک َ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) تب. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || داهیه. در خبراست: نعم الفتی ان لم تدرکه ام کلبة. || حمار. الاغ. ( از المرصع ).
( ام کلبة ) ام کلبة. [ اُم ْ م ِ ک َ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) تب. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || داهیه. در خبراست: نعم الفتی ان لم تدرکه ام کلبة. || حمار. الاغ. ( از المرصع ).
تب یا داهیه. یا حمار. الاغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا ماه فروغی رخ از کلبه من برتافت از آه سحر هر شب شمعی است به بالینم
💡 عشق تاراج گرت یک تنه با هر دو جهان کرد کاری که به یک کلبه سپاهی نکند
💡 کلبه تنگ مرا جای دو خونآلوده نیست تا نرفت از جا دلم، در سینه پیکان جا نکرد
💡 ز رویش خانه ام لبریز بود از ماهتاب امشب به گرد کلبه ام چون هاله می گشت آفتاب امشب
💡 به نوع کوچکتر از این خانهها کلبه چوبی میگویند که روستاییتر است و گاه به صورت یک کلبه شکار در جنگل.