فرهنگ معین
( از پای درآمدن ) ( ~. دَ. مَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - شکست خوردن، تسلیم شدن. ۲ - به نهایت خسته شدن.
( از پای درآمدن ) ( ~. دَ. مَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - شکست خوردن، تسلیم شدن. ۲ - به نهایت خسته شدن.
( از پای در آمدن ) ( مصدر ) ۱ - از راه رفتن بازماندن افتادن. ۲ - شکست خوردن تسلیم شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جام ولیعهد قطر ۲۰۱۳ ۱۹امین دوره از مسابقات جام ولیعهد قطر میباشد. ۴ تیم اول لیگ ستارگان قطر پس از پایان هر فصل به این مسابقات راه پیدا کردند.
💡 زآتش غم چون سمندر سوختم شمع سان از پای تا سر سوختم
💡 بیشتر جمعیت ۵۰ هزار نفری یهودیان بلغارستان پس از پایان جنگ جهانی دوم از این کشور مهاجرت کردند که بخش عمده ای از آنها راهی اسرائیل تازه شکل گرفته گردیدند.
💡 همه از پای در افتادند {و گریان شدند} و عاقبت روی به خراسان نهادند و او از بام کعبه فرو نیامد.
💡 در من که توم بنگر خودبین شو و همچین شو ای نور ز سر تا پا از پای مگو وز سر