کتاب تاریخ دمشق اثر ابن قلانسی، یکی از آثار ارزشمند تاریخی جهان اسلام است که باعث شهرت و جایگاه علمی او در میان مورخان گردیده است. این کتاب که با عناوین گوناگونی همچون مُذَیَّل التاریخ الدمشقی، ذیل تاریخ دمشق و الذیل فی تاریخ دمشق شناخته میشود، به زبان عربی نگاشته شده و از دیرباز از منابع معتبر پژوهشهای تاریخی دربارهٔ شام و بهویژه شهر دمشق به شمار میرفته است. ابن قلانسی در این اثر، با رویکردی منظم و دقیق، حوادث تاریخی را بر پایهٔ سال وقوع و با ذکر ولایت و عملکرد والیان مختلف شهر ثبت کرده است. این نظم سالبهسال و نگاه محلی به وقایع، کتاب را به منبعی مهم برای شناخت ساختار سیاسی و اجتماعی دمشق در سدههای چهارم و پنجم هجری تبدیل کرده است.
از این اثر گرانسنگ تنها یک نسخه خطی باقی مانده است که چند برگ آغازین آن از میان رفته است. همین نسخه، اساس کار آمدرز و سهیل زکار برای تصحیح و انتشار کتاب بوده است. نسخهٔ موجود در دو بخش تنظیم شده که اگرچه از نظر زمانی پیوستهاند، از نظر سبک نگارش و شیوهٔ فصلبندی تفاوتهایی دارند. بخش نخست از سال ۳۶۳ قمری آغاز شده و تا سال ۴۴۱ قمری، یعنی آغاز ولایت الامیر المؤید عُدَّهُ الامام حیدره بن مفلح در دمشق، ادامه یافته است. در پایان این بخش، مؤلف یاد میکند که دوران حکومت این امیر تا سال ۴۴۸ قمری ادامه داشته است. اما بخش دوم کتاب، حوادث سالهای ۴۴۸ تا ۵۵۵ قمری ـ که مقارن با سال درگذشت مؤلف است ـ را در بر میگیرد و به صورت پیوسته و سالبهسال تنظیم شده است.
در مقایسهٔ دو بخش، بخش نخست بیشتر به رخدادهای محلی دمشق و امور حکومتی آن میپردازد، در حالی که بخش دوم دامنهای گستردهتر دارد و شکل نوعی تاریخ عمومی به خود گرفته است. در این بخش، ابن قلانسی غالباً تمامی اخباری را که به دست او رسیده، صرفنظر از محل وقوع آنها، ثبت کرده است. از آنجا که تمامی مورخانی که پس از او از این اثر نقل کردهاند، تنها به مطالب مندرج در بخش دوم ارجاع دادهاند، میتوان حدس زد که آنان صرفاً همین بخش را دیده و آن را تمام کتاب پنداشتهاند. ابن عساکر، که از معاصران ابن قلانسی بوده است، تصریح دارد که او کتابی تاریخی داشته که حوادث سالهای ۴۴۰ تا زمان وفاتش را شامل میشده است؛ موضوعی که این نظر را تأیید میکند که بخش دوم اثر «تاریخ دمشق» از نظر شهرت و اهمیت، از بخش نخست آن برجستهتر بوده است.