اشمال

لغت نامه دهخدا

اشمال. [ اِ ] ( ع مص ) شمال ساختن گوسفند را. ( منتهی الارب ). رجوع به شمال شود. اشمال گوسفند؛ ساختن توبره مانندی ( پستان بند ) برای پستان آن تا فروپوشیده شود. ( از المنجد ). || بدی رسانیدن کسان را، چنانکه گویند: اشملهم شراً. ( از منتهی الارب ). اشمال کسی قوم را بخوبی یا بدی؛ همه آنان را مشمول آن ساختن. ( از المنجد ). || شمله دادن کسی را که چادر باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || صاحب چادر مشمل گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از المنجد ). || برچیدن از خرما آنچه بر درخت بود. ( منتهی الارب ). برچیدن خرما آنچه بر درخت باشد. ( آنندراج ). اشمال نخلة، برچیدن از درخت خرما آنچه رطب بود. ( از المنجد ). || یک نیمه تا دو ثلث از ماده گاوان را آبستن کردن گشن، چنانکه گویند: اشمل الفحل شوله. یک نیمه تا دو ثلث را از مادگان آبستن گردانیدن گشن. ( آنندراج ). || در باد شمال درآمدن، یقال: اشملوا؛ ای دخلوا فی الشمال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اشمال قوم؛ درآمدن آنان در باد شمال. ( از المنجد ). در باد شمال شدن. ( تاج المصادر ). || به سوی باد شمال شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اشمال باد؛ بسوی شمال وزیدن آن. ( از المنجد ).

فرهنگ معین

( آشمال ) (ص مر. ) چاپلوس، متملق.

فرهنگ عمید

( آشمال ) ۱. کسی که به مالیدن آش (= آهار ) بر جامه می پردازد.
۲. [مجاز] چاپلوس، متملق، خوشامدگو.

فرهنگ فارسی

( آشمال ) ( اسم صفت ) چاپلوس متملق.
چاپلوس، متملق، وش آمدگو، آشمالی: تملق، چاپلوسی، چرب زبانی، خوش آمدگویی
شمال ساختن گوسفند را

جمله سازی با اشمال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اذلت العائذة اباها و اصاب الوجدة و رباها، و الله بكرمه اجتباه اولاها الشرف بماحباها، ارسل اشمال وصباها، و لايخاف عقاباها.

💡 من بهترين شريكم، پس هر كس در عمل خودش احدى از خلق مرا شريك من قرار دهد من همهعمل او را به شريكم واگذار مى كنم تا همه اشمال او باشد و هيچ عملى را از بندهام قبول نمى كنم مگر آنچه را كه خالص براى منبياورد، آنگاه اين آيه را خواندند: (فمن كان يرجوا لقاء ربهفليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربه احدا).

💡 ابن مسعود گفته است: توبه مردم نينوا آن چنان بود كه هر كس حقى از ديگرى به گردنداشت همه را پرداخت تا آن جا كه اگر شخصى قطعه سنگى در زير پايه ديوار خانه اشمال مردم بود، آن را بيرون آورد و به صاحبش برگرداند.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز