مشمل

لغت نامه دهخدا

مشمل. [ م ِ م َ ] ( ع اِ ) شمشیر کوتاه که به جامه بپوشند آن را. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شمشیر بران. ج، مشامل. ( مهذب الأسماء ). دشنه. قمه. ( یادداشت مؤلف ). || نوعی از چادر که بر خود پیچند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مشمال شود.

فرهنگ فارسی

شمشیر کوتاه که بجامه بپوشند آنرا شمشیر بران.

جمله سازی با مشمل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اجزای نوری عمدتاً مشتمل بر منبع تغذیه نور و قطعات مرتبط با آن است، از قبیل لامپ با ولتاژ ۲۰ وات، فیلتر تصحیح نور و کندانسور که کندانسور مشمل بر پنج قطعه است که نور را تصحیح کرده و بر روی نمونه یا شیء مورد بررسی متمرکز می‌کند بخش نوری شامل سه بخش اساسی است: دستگاه روشنایی، عدسی شیئی و عدسی چشمی.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز