ابراق

لغت نامه دهخدا

ابراق. [ اَ ] ( اِخ ) نام کوهی بمشرق جرجان. ( مراصد الاطلاع ). || نام کوهی به نجد.
ابراق. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ بَرَق ( معرب بَرَه ). برَه ها.
ابراق. [ اِ ] ( ع مص ) برق افتادن بر کسی. رسیدن برق کسی را.زدن برق کسی را. || برداشتن ناقه دم خود را در اثر آبستنی. || ترسانیدن مردم. بیم کردن. توعید کردن. تهدید کردن. ( زوزنی ). || ریختن آب بر روغن زیت. || تندر و درخش آوردن آسمان. || برق افتادن. برق زدن. رعد و برق نمودن هوا. || گشادن زن روی خویش را. || درفشانیدن شمشیر را. || برانگیختن شکار را. || برآراستن زن خویشتن را. || برگ آوردن درخت. || ترک کردن کاری را. || قربان کردن گوسفند سیاه وسفید. || آبستنی نمودن ناقه بی آبستنی.

فرهنگ فارسی

زدن برق کسی را بیم کردن ریختن آب بر روغن زیت تندر

جمله سازی با ابراق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امـيـد اسـت ان شـاءالله خـداونـد تـعـالى به امثال جناب عالى توفيق عنايت فرمايد كه درمـقـابـل هـمـه نـاراحـتـى ها و ناگوارى ها محكم بايستيد و از پيش آمدها هر چه باشد مايوسنـشويد. خداوند تعالى با شما است و با عمل به وظيفه تاييد خواهد فرمود و بر فرضشـكـسـت صورى، فتح نهايى با اهل تقوا و عامل به وظيفه است. اين ارعاد و ابراق و فتحباب ظلم حاكى از ضعف است (وانما يحتاج الى الظلم الضعيف ). جناب عالى در امور جاريهنـگـران نـبـاشـيد و ضعف به خودتان راه ندهيد، انشاءالله اين امور موقتى است وامد آن سرخواهد آمد.

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز