طین اصفر

لغت نامه دهخدا

طین اصفر. [ ن ِ اَ ف َ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) طین الصنم خوانند و آن در موضعی نزدیک قسطنطنیه است از میان دو کوه آرند و لون آن زرد تیره رنگ و در آنجا رهبانانند که بر این گل مهر مینهند و آن طلسم کسی نتواند خواندن و نداند که چیست بغیر از ایشان و اگر کسی دیگر بسازد و آن طلسم بشناسد آن عزیز بود. و طبیعت آن سرد و خشک بود و بر ورمهای گرم طلا کردن سودمند بود و خون رفتن بازدارد و خوردن وی در بستن خون از همه طینها بقوت تر بود و فاضلتر. ( اختیارات بدیعی ). از میان دو کوه حوالی قسطنطنیه به هم میرسد،زرد مایل به تیرگی و بر آن صورت بت نقش است. سرد و خشک و در رفع نزف الدّم و نفث الدّم و اسهال دموی و چرکدار از اکثر خاکها بهتر است. ( تحفه حکیم مؤمن ).

فرهنگ فارسی

طین الصنم خوانند و آن در موضعی نزدیک قسطنطنیه است از میان دو کوه آرند و لون آن زرد تیره رنگ و در آنجا رهبانانند.

جمله سازی با طین اصفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زر که زرد است مایه طرب است طین اصفر عزیز ازین سبب است

💡 بیابانی از ریگ رخشنده زرد که جز طین اصفر نینگیخت گرد

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز