لغت نامه دهخدا
روز الست. [ زِ اَ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روزی که خداونددر عالم ذر خطاب بمردم کرد و «الست بربکم » فرمود. ( از ناظم الاطباء ). روز خلقت آدم. رجوع به الست شود.
روز الست. [ زِ اَ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روزی که خداونددر عالم ذر خطاب بمردم کرد و «الست بربکم » فرمود. ( از ناظم الاطباء ). روز خلقت آدم. رجوع به الست شود.
روزی که خداوند در عالم دز خطاب بمردم کرد و الست بربکم فرمود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسرار عشق را هم از آن روز محرم است که در روز الست آنکه به عشق تو گفت راز
💡 مرا تو جانی و تن بی تو چون تواند بود چو کرده اند ز روز الست خو با هم
💡 ما درین دیر فتادیم هم از روز الست رند و دیوانه و تلاش و خراباتی و مست
💡 گفتم ای جان جهان سوختم از هجر تو من گفت بی ما منشین با توام از روز الست
💡 پیشت از روز الست آوردم اقرار «بلی» هم بر آن پیشینه اقرارم، خداوندا: ببخش