لغت نامه دهخدا
رجز خواندن. [ رَ ج َ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) خواندن اشعار رجز. || مفاخرت کردن و بیان مردانگی و شرافت خود نمودن. ( ناظم الاطباء ).
رجز خواندن. [ رَ ج َ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) خواندن اشعار رجز. || مفاخرت کردن و بیان مردانگی و شرافت خود نمودن. ( ناظم الاطباء ).
۱ - خواندن شعر بهنگام جنگ برای مفاخرت و خود ستایی. ۲ - اشتلم کردن.
خواندن اشعار رجز یا مفاخرت کردن و بیان مردانگی و شرافت خود نمودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امير المؤ منين على عليه السلام بار ديگر به صورت ناشناس به ميدان آمد مبارز خواست.عمروعاص در حالى كه او را نمى شناخت به سويش شتافت و درحال رجز خواندن مى گفت: