تازیانه زدن

لغت نامه دهخدا

تازیانه زدن. [ ن َ / ن ِ زَ دَ ]( مص مرکب ) کسی را با تازیانه سیاست کردن و تنبیه نمودن. ( ناظم الاطباء ): دیده بود که امیر محمود با معدل داد که وی عامل هرات بود و به ابوسعید خاص... چه سیاست ها راندن فرمود از تازیانه زدن و دست وپای بریدن و شکنجه ها. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 124 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر )کسی را با تازیانه سیاست کردن با شاق زدن.

جمله سازی با تازیانه زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حارث خشمگین شده و شروع به تازیانه زدن به آن‌ها می‌کند.

💡 سلطان مصر جماعتی را که آتش در خانه های ایشان انداخته بودند بگرفت و در یک جا جمع کرد و بفرمود تا به عدد ایشان رقعه ها نوشتند، در بعضی کشتن و در بعضی دست بریدن و در بعضی تازیانه زدن، و آن رقعه ها را بر ایشان افشاندند، بر هرکس هر رقعه که افتاد با وی به مضمون آن معامله کردند.

💡 خواستن چیزی از کسی که به جائی که حیا وی را به دادنش مجبور کند، چون تازیانه زدن بر دل است. و بین زدن ظاهری و باطنی نزد خداوند تعالی تفاوتی نیست. چه باطن نیز نزد او ظاهر است.

💡 یک رقعه که مضمون به کشتن بود بر کسی افتاد، گفت: من از کشتن باکی ندارم اما مادری دارم و جز من کسی ندارد در پهلوی وی دیگری بود که در رقعه وی تازیانه زدن بود، وی رقعه خود را به آن کس داد و رقعه وی را گرفت و گفت: من مادری ندارم. این را به جای او بکشتند و آن را به جای او تازیانه زدند.

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز