بند و گشای
لغت نامه دهخدا
بند و گشای. [ ب َ دُ گ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) بند و گشاد. حل و عقد:
چنین تا ز تقدیر حکم خدای
که بی حکم او نیست بند و گشای.شمسی ( یوسف و زلیخا ).ز سختی و سستی و بند و گشای
که دیدند پیغمبران خدای.شمسی ( یوسف و زلیخا ).نصیحت است مرا بر تو گرچه خصم منی
به خصم خویش نمودن خطاست بند و گشای.سوزنی.
فرهنگ فارسی
بند و گشاد. حل و عقد.
جمله سازی با بند و گشای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گویم کان لطف تو کو بنده خود را تو بجو کیست که داند جز تو بند و گشای دل من
💡 او در مدیریت بحرانهای بزرگ سازمان، مانند یک استاد بند و گشای عمل میکرد و توانست مشکلات پیچیده را با زیرکی و دقت بسیار حل و فصل کند.
💡 در داستانهای قدیمی، شخصیتها معمولاً به دنبال کسی میگردند که قدرت بند و گشای داشته باشد تا بتواند طلسمهای قدیمی و دشوار را از میان بردارد.
💡 قدرت بند و گشای در کلام انسان، میتواند باعث شود که او در یک لحظه دوستی دیرینه را از دست بدهد یا برعکس، دشمنی را به دوستی تبدیل کند.