لغت نامه دهخدا
گیج گیج خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) تلوتلو خوردن. نامنظم راه رفتن. || کار را نادرست و نامرتب انجام دادن.
گیج گیج خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) تلوتلو خوردن. نامنظم راه رفتن. || کار را نادرست و نامرتب انجام دادن.
( گیج گیج خوردن ) ( مصدر ) ۱ - نامنظم را رفتن تلوتلو خوردن. ۲ - کاری را نامرتب انجام دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لنگ لنگ این پا به منزل میرسد گیج گیج این سر به سامان میرسد