لغت نامه دهخدا
گیج خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) گیج خوردن سر. دوار پیدا کردن سر: سرم گیج خورد. سرم گیج میخورد.
گیج خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) گیج خوردن سر. دوار پیدا کردن سر: سرم گیج خورد. سرم گیج میخورد.
( مصدر ) گیج خوردن سر کسی. دوار سر پیدا کردن: سرش گیج میخورد.
گیج خوردن سر کسی دوار پیدا کردن سر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خطرات تنفس: قرار گرفتن در معرض بخار نقره با غلظت بالا باعث سرگیجه، مشکلات تنفسی، سردرد یا سوزش مجاری تنفسی میشود. غلظت بسیار بالای آن باعث خواب آلودگی، گیج خوردن، گیجی، بیهوشی، کما و در نهایت مرگ میشود.
💡 علائم نیوکاسل با توجه به نوع ویروس، میزان سلامتی و سن پرنده و گونه میزبان متفاوت است. این علائم شامل نشانههای تنفسی همچون تنگی نفس و سرفه، نشانههای عصبی چون افسردگی، بیاشتهایی، افتادن بالها و فلجی، گیج خوردن سر و گردن، به دور خود چرخیدن، لرزش، تورم چشم و گلو، اسهال آبکی و سبز، و ناهنجاری و کاهش تخم در پرندگان تخمگذار میشود.