گول خوردن

لغت نامه دهخدا

گول خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) فریب خوردن. فریفته شدن. از راه به در رفتن:
نخوری گول سکندر نروی همره خضر
چند گردی ز پی چشمه حیوان محتاج.باقر کاشی ( از بهار عجم ).من از بی عقلی گول خورده این عمل کردم.( از تاریخ عالم آرای عباسی ص 349 ). از این دروغ راست نما گول خورده. ( از تاریخ عالم آرای عباسی ص 368 ).
در لهجه یزدی «گال خوردن » در بازی مخصوص «گوبازی » به کار رود. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).

جمله سازی با گول خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 4 - گول خوردن نمازگذار يك مرد چادرنشين عرب آمد داخل مسجد شد و پيرمردى را ديد كه با خشوع و خضوع نماز مىگذارد، از او خوشش آمد و گفت: چقدر نماز خوبى مى خوانى !

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز