چاپ زدن

لغت نامه دهخدا

چاپ زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) طبع کردن. باسمه کردن. چاپ کردن. || دروغ گفتن. اغراق گفتن. دروغهائی آراسته و خوش ظاهر گفتن.

فرهنگ فارسی

طبع کردن ٠ باسمه کردن ٠ چاپ کردن ٠ یا دروغ گفتن ٠ اغراق گفتن ٠ دروغهائی آراسته و خوش ظاهر گفتن ٠

جمله سازی با چاپ زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رابرت تریورس که از نظریه‌پردازان برجسته جامعه‌شناسی و روان‌شناسی فرگشتی است در اوج شهرت خود کتاب تحقیقاتی‌اشِ فریفتن دیگران و خودفریبی را که پژوهش‌های۴۰ سال اخیرش را دربرمی‌گیرد به چاپ رسانده‌است. تریورس معتقد است فریب یکی از شاخصه‌های بقای موجود زنده است. ویروس‌ها، باکتری‌ها و گیاهان هم باید برای ادامه حیات خویش دغل‌کاری کنند. عمل فریفتن و کلک زدن حتی در ساختمان ملکولی موجود زنده نیز صورت می‌پذیرد. تمامی روابط پایه‌ای در بین موجودات زنده بر اساس فریفتن است.