پهن اندام

لغت نامه دهخدا

پهن اندام. [ پ َ اَ ] ( ص مرکب ) پهن بر. پهن تن.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پهن تن عریض جثه پهن بر.

جمله سازی با پهن اندام

💡 این اندام در تماس با دیواره پشتی شکم توسط صفاق حفظ می‌شود، که سطح جلویی و کناره‌های آن را می‌پوشاند، سطح پشتی آن توسط بافت آرئولار شل با ماهیچهٔ تهیگاهی، چهارگوش کمری، منشأ زردپی پهن عرضی شکم و با بخش جلویی متصل می‌شود. بخش پایینی و کناری کلیه راست است.

💡 دست‌ها به‌طور معمول پنج‌انگشتی هستند، دارای چهار انگشت و یک شست ابتدایی. انگشتان دارای بالشتک‌های نرم پهن بزرگی هستند و بالشتک داخلی برای گرفتن شاخه‌ها منبسط می‌شود. پاها همچنین از بالشتک‌های نرمی تشکیل شده‌اند و هر دو اندام جلویی و عقبی دارای پنجه‌های بلند و تیز هستند.

💡 به پهن‌دشت وغا زد نفیر شادغرت هنوز رعشه در اندام‌ کامران دارد

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز