وضع اسم مفعول

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] موضوعٌ له اسم مفعول را وضع اسم مفعول گویند. این بحث در اصول فقه کاربرد دارد.
جعل الفاظی برای دلالت بر معنای اسم مفعولی را وضع اسم مفعول می نامند.
تعریف اسم مفعول
اسمی که از فعل مضارع مجهول مشتق شده و بر کسی یا چیزی دلالت می کند که فعل بر او صورت گرفته است، اسم مفعول نامیده می شود.
وضع های اسم مفعول
اسم مفعول، مانند دیگر مشتقات، دو وضع دارد:۱. وضع ماده: مثلاً در «مضروب» وضع ماده، همان وضع «ض، ر، ب» است.۲. وضع هیئت: که همان هیئت اسم مفعول برای دلالت وقوع مبدأ بر ذات می باشد، مثل: وقوع «ضرب» بر ذاتی هم چون زید.در کتاب «محاضرات فی اصول الفقه» آمده است: «و اما اسماء المفعولین فلان الهیئة فیها وضعت لان تدل علی وقوع المبدأ علی الذات».

جمله سازی با وضع اسم مفعول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كلمه (محكم ) اسم مفعول از باب افعال (احكام ) است. و كلمه (متشابه ) اسمفاعل از باب تفاعل (تشابه ) است، و (احكام و تشابه )از الفاظى است كه معنايش درلغت روشن است، خداى تعالى يكجا همه قرآن را محكم خوانده و فرموده: (كتاب احكمتآياته ) و جاى ديگر همه اش را متشابه خوانده، و فرموده: (كتابا متشابها مثانى ).

💡 كلمه (مقرنين ) جمع مقرن، اسم مفعول تقرين است، كه به معناى بسته شدن باغل و زنجير است. بعضى ديگر گفته اند: (به معناى اين است كه قرين شيطانهاشوند) ولى اين معنا از لفظ آيه بر نمى آيد و معناى آيه اين است كه وقتى در روز جزاكت بسته در جايى تنگ از آتش بيفتند آنجا صدايشان به واويلا بلند مى شود، اماواويلايى كه نتوان وصفش كرد.

💡 از اخفش نقل شده كه گفته است: بسيارمى شودمفعول به معناى فاعل مى آيد، مانند: (ميمون ) و (مشئوم ) كه به معناى (يامن ) و(شائم ) (يمن دار و نحوست دار) است همچنانكه بسيار مى شود كه اسمفاعل به معناى اسم مفعول مى آيد مانند (ماء دافق ) يعنى آبى مدفوق (پراكنده شده )با اين حال چه مى شود كه بگوئيم (مستور) در آيه هم به معناى (ساتر) است.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز