هنری کردن

لغت نامه دهخدا

هنری کردن. [ هَُ ن َ ک َ دَ ]( مص مرکب ) هنرمند ساختن. باهنر کردن. || شجاعت در کسی به وجود آوردن. دلیر کردن:
بر سر من تاج دین نهاده شود
دین هنری کرد و بردبار مرا.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

هنرمند ساختن با هنر کردن شجاعت در کسی بوجود آوردن

جمله سازی با هنری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او اثر هنری را به عنوان یک "مجسمه اجتماعی" که همه در آن مشارکت دارند در نظر می گرفت و معتقد بود که هدف هنر "تاثیر گذاشتن بر آدم ها و فعال کردن روابط حس های بینایی و شنوایی و تبدیل این حواس به یک اصل قابلیت برای کار"هست.

💡 رویکرد هنری ابتدایی برسون مبتنی بر جدا کردن زبان سینما از زبان تئاتر بود که اغلب متکی به نحوهٔ اجرای بازیگران است. بازیگران او با تکنیک 'بازیگر-مدل' می‌بایست هر صحنه را چند بار تکرار می‌کردند تا جایی که نتیجه کار هیچ شباهتی به 'اجرا' نداشته باشد. او خود در مصاحبه‌ای گفته‌ است که «سعی دارم از بیان به وسیله چهره و ژست و لحن صدا امتناع کنم و بازیگران را به سمت اعمال ناخودآگاه سوق دهم».

💡 هنری ماتیس در این تابلو، از المانهایی نظیر فیگور زن و ترکیب بندی دکوراتیو استفاده کرده است. او به عنوان پدر جنبش فوویسم شناخته می شود. جنبشی که با استفاده از رنگهای زنده، ساده سازی شکلها و محو کردن جزئیات غیرضروری معرفی می شود

داروساز یعنی چه؟
داروساز یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز