هم تازیانه

لغت نامه دهخدا

هم تازیانه. [ هََ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از شریک در تاختن و تاراج کردن باشد. ( از انجمن آرا ). دو کس را گویند که در اسب تاختن و تاخت و تاراج نمودن شریک باشند. ( برهان ).

فرهنگ معین

(هَ. ن ) (ص. ) شریک در تاخت و تاز و تاراج.

فرهنگ عمید

کسی که در تاخت و تاز با دیگری همراه و برابر باشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- کسی که با دیگری دراسب تاختن و مسابق. اسب دوانی شرکت دارد. ۲ - کسی که در تاخت و تاراج کردن با دیگری شرکت دارد.

ویکی واژه

شریک در تاخت و تاز و تارا

جمله سازی با هم تازیانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو مار گرزه یکی تازیانه اندر مشت چو شیر شرزهٔکی‌باره زیر زین خدنگ

💡 تا کی دهد عنان مرادم فلک بدست حالا به تازیانه مرا گرم داشتست

💡 اکنون که زیر ران تو رام است رخش حسن می‌کن نوازشی به سر تازیانه‌ام

💡 منمای سوار گردی به عنان تو روانه نروم ز پیش راهت به جفای تازیانه

💡 شوق، به تازیانه گر دست بدین نمط زند زود سبک عنان کند صبر گران رکاب را

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز