لغت نامه دهخدا
تاراج نمودن. [ ن ُ /ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تاراج کردن. چپاول کردن. تاختن: استغاره؛ تاراج نمودن و تاختن. ( منتهی الارب ).
تاراج نمودن. [ ن ُ /ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تاراج کردن. چپاول کردن. تاختن: استغاره؛ تاراج نمودن و تاختن. ( منتهی الارب ).
تاراج کردن چپاول کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایرج افشار سیستانی خصلتهای آنان را اینچنین بیان کردهاست: مردم ایل ملکشاهی صادق، ساده، متدین، سلحشور، باگذشت و مهمان نوازند و در عین حال تندخو، کم حوصله و جنگاورند. رستم رفعتی مردم ایل ملکشاهی را اینچنین بیان کردهاست: ایل ملکشاهی به رشادت و انجام وحدت مشهورترین ایل غرب ایران و استان ایلام است و در حقیقت مرزداران همیشگی غرب ایران بودهاند. اسلام الغربی العباسی انسابشناس مصری چنین مینویسد: مردمان ایل ملکشاهی با افتخار نمودن به فرزندان پسرشان، شجاعتشان و اسبهایشان شناخته میشوند و موقعیتهای تاریخی بیشماری را به سبب شجاعتشان به دست آوردهاند. جعفر خیتال در رابطه با شجاعت و میهنپرستی و بیگانه ستیزی امرای ملکشاهی چنین مینویسد: ایل ملکشاهی نیرومندترین ایل غرب ایران است. امرای ایل ملکشاهی، بر راههای نزدیک منتهی به سرزمین تحت قلمرو خود خاکستر میپاشیدند تا اگر بیگانهای بدون خبر و اطلاع آنان پای بدین سرزمین بگذارد، از وجودش مطلع شوند و بعدها نیز بدان بیگانگان حملهور میشدند و به جز آن که آنان را به قتل میرساندند، تمامی امول و احشام آنها را نیز به تاراج میبردند.
💡 او در شهر سوآسون (استان ان کنونی) در فرانسه کنونی زاده شد و پس از مرگ پدرش در سال ۵۱۱ وی پادشاه بخشی از سرزمین پدر گشت و زادگاهش را پایتخت خویش نمود. وی مرد جاه طلبی بود و میخواست مرزهایش را گسترش دهد. وی در ۵۲۴ توطئهای ریخت و فرزندان برادرش کلودومر را کشتار کرد و شهرهای پواتیه و تور را تاراج کرد. او به بورگوندی لشکر کشید و پس از ویران نمودن آن پادشاهی به شهرهایی دست یافت.