لغت نامه دهخدا
خیتال. ( اِ ) دروغ. ( ناظم الاطباء ). سخنان بی فروغ. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ). || خوش طبعی. مزاح. مطایبه. || عادت. طبیعت. مزاج. ( ناظم الاطباء ) ( برهان قاطع ):
ز جغد و بوم بدیدار شوم تر صد بار
ولی بطعمه و خیتال جخج گوی همای.سوزنی.
خیتال. ( اِ ) دروغ. ( ناظم الاطباء ). سخنان بی فروغ. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ). || خوش طبعی. مزاح. مطایبه. || عادت. طبیعت. مزاج. ( ناظم الاطباء ) ( برهان قاطع ):
ز جغد و بوم بدیدار شوم تر صد بار
ولی بطعمه و خیتال جخج گوی همای.سوزنی.
سخنان بی فروغ یا خوش طبعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیتال معتقد است که «لقب ابوقداره که به حسینقلیخان داده بودند به علت اینکه نیزهای یا دشنهای (بزرگتر از چاقو و کوتاهتر از شمشیر) که داشت در اکثر مراسم حمل میکرد و در زبان عربی به نام غداره معروف بوده که به مرور زمان حرف (غ) به (ق) مبدل شدهاست و به ابوقداره معروف شدهاست؛ یا اینکه در زمان خود تفنگی داشت از تفنگهای دستپر که در قدیم معمول بوده که اعراب آن را غداره میخواندند مشهور شده بود به مرور ایام به (ابوقداره) مبدل شدهاست، که دو رأی اخیر نزدیکتر به حقیقت این لقب از دیگر آراء است».