لغت نامه دهخدا
هان و هین کردن. [ ن ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آگاه کردن. تنبیه کردن. آگاهانیدن:
هان و هینش کنم از حکمت زیرا خر
بازگردد ز ره کژ به هان و هین.ناصرخسرو.
هان و هین کردن. [ ن ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آگاه کردن. تنبیه کردن. آگاهانیدن:
هان و هینش کنم از حکمت زیرا خر
بازگردد ز ره کژ به هان و هین.ناصرخسرو.
(مصدر ) آگاه کردن تنبیهکردن: (( هان وهینش کنم ازحکمت زیراخر بازگردد زره کژبه هان وهین. ) ) (ناصرخسرو )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اولین سوابق ثبتی آنچه که احتمالاً قدیمیترین فعالیت شبیه به فوتبال به حساب میآمده را، میتوان در دست نوشتههای چینی نظامی در دوره سلسله هان و حدود قرن دوم قبل از میلاد پیدا نمود. آنها با سر سربازان بازنده این بازی را انجام میدادند.
💡 هان و هان، ای کبک کهساری که می نازی به گام گو یکی بنما که آن سرو روانم چون رود
💡 صفدرا بر بندگانت بسته نصرت هین و هین می خور ای با دشمنانت گفته حیرت هان و هان
💡 او در ۶ فوریه ۱۹۱۴ در سارایووا به دنیا آمد. در سال ۱۹۴۱ از دانشکده پزشکی زاگرب فارغالتحصیل شد. او پس از اتمام دوره کارآموزی پزشکی، مدت کوتاهی در بیمارستانی در سارایوو و سپس به عنوان پزشک تأمین اجتماعی در بگووو هان و اولوو مشغول به کار شد.
💡 ور روزگار کرد نه او هم غلام تست از بهر من بگوی مر او را که هان و هان
💡 که هان و هان مبر این شعر پیش خدمت او که نقدهای نفایه است و ناقدیست بصیر