لغت نامه دهخدا
نیمه سیر. [ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) نیم سیر. رجوع به نیم سیر شود.
نیمه سیر. [ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) نیم سیر. رجوع به نیم سیر شود.
نیم سیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این تخصص با پیشرفت جراحی عمومی و جراحی قلب و همچنین تکنیکهای نیمه تهاجمی پرتونگاری مداخلهگر سیر تکاملی داشتهاست. جراح عروق برای تشخیص و درمان و اداره بیماریهایی که سیستم عروقی را درگیر میکنند (به جز عروق قلب و مغز) آموزش میبیند. جراحان قلب و ریه و متخصصین داخلی قلب به عروق قلب و جراحان اعصاب و نورورادیولوژیستها (رادیولوژی مداخلهای) به درمان بیماریهای عروق مغز میپردازند.
💡 شما در حال سیری به بعدی دیگر هستید؛ بعدی که اجزای آن نه فقط صوت و تصویر، بلکه فکر و تعقل نیز هستند. سیری به سرزمینی شگفتآور که مرزش تخیل است و نشاناش را کمی دورتر میبینید. مقصد بعدی شما... منطقهٔ نیمهروشن.