ناپاک سرپنجه

لغت نامه دهخدا

ناپاک سرپنجه. [ س َ پ َ ج َ / ج ِ ] ( ص مرکب ) ظالم. ستمکار. که دست تطاول به سوی دیگران دراز کند:
یکی پادشه زاده در گنجه بود
که دور از تو ناپاک سرپنجه بود.سعدی.

فرهنگ فارسی

ظالم. ستمکار.

جمله سازی با ناپاک سرپنجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی پادشه‌زاده در گنجه بود که دور از تو ناپاک و سرپنجه بود

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز