ناف بر خوشی زد

لغت نامه دهخدا

ناف بر خوشی زدن. [ ب َ خوَ / خ ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) آن است که اگر ماماچه در وقت بریدن ناف طفل نوزائیده خوشحال باشد و به خوشحالی ببرد آن طفل پیوسته خوشوقت بوده به خوشحالی بگذراند، گویند «ناف او رابه خوشی زده اند» و همچنین اگر در ساعت نیک بریده باشند. ( برهان قاطع ). عبارت است از بیشتر اوقات خوش و خرم بودن، چه پیش اهل ولایت [ ایران ] مقرر است که اگر قابله و ماماچه ناف طفل را به خوشی و خرمی ببرد طفل اکثر اوقات به خوشی و خرمی بگذراند و اگر به غم و اندوه ببرد به غم و اندوه بگذراند. ( فرهنگ نظام ). اگر قابله ناف طفل را به خوشحالی ببرد [ طفل ] اکثر اوقات به خوشی بگذراند و مردمان گویند که ناف این [ طفل را ] به خوشی زده اند اگر به غمگینی ببرد بیشتر اوقات اندوهگین بود گویند که ناف این بر غم زده اند. ( ازرشیدی ). و نیز رجوع به آنندراج و ناظم الاطباء شود.

جمله سازی با ناف بر خوشی زد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زياد گفت: من منظره اى ديدم و صداى نفسى شنيدم و ديدم كه ناف بر ناف هم نهاده اند!

💡 از قرص آفتاب نهد ناف بر زمین حلمش اگر به توسن گردون شود سوار

💡 آن را که خدای ناف بر عشق برید او داند ناله‌های عشاق شنید

💡 ناف بر این شغلشان زده است زمانه خاک چنین شغل خون آهوی ناف است

💡 دانش‌وفضل‌وهوش‌و عرق‌و نژاد پیش زر ناف بر زمین بنهاد

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز