میانه خور

لغت نامه دهخدا

میانه خور. [ ن َ / ن ِ خوَرْ خُرْ ] ( نف مرکب ) آن که در میانه می خورد.
- امثال:
میانه خور کناره گرد؛ یعنی آنکه در میانه مفت می خورد و راست راست می گردد. کنایه است از کسی که تن به هیچ کاری نمی دهد و جز خوردن و بیکار گشتن کاری ندارد. ( از یادداشت مؤلف ). میانه خور است ( یا ) میانه خورم و کناره گرد. نظیر: کن وسطا و امش جانباً. ( امثال و حکم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

آنکه در میانه می خورد تعبیر مثلی

جمله سازی با میانه خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز چار سوی خوری لطمه های باد فنا تو در میانه این چارموج کشتی وار

💡 مرد یگانه را سر عشق میانه نیست عشق میانه در خور مرد یگانه نیست‌

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز