کناره گرد. [ ک َ / ک ِ رَ / رِ گ َ ] ( نف مرکب ) آنکه در اطراف کار می ماند و داخل در آن نمی شود. ( ناظم الاطباء ). آنکه به اطراف گردد و در میان نیاید. ( آنندراج ):
کناره گرد خطرهای بیکران دارد
میانه رو، ز دو جانب نگاهبان دارد.صائب ( از آنندراج ).- امثال:
میانه خور و کناره گرد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
۱. کسی که در میان جمع نباشد و خود را کنار بکشد.
۲. طفیلی.
آنکه در اطراف کار می ماند و داخل در آن نمی شود. آنکه به اطراف گردد و در میان نیاید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گهر ز گرد یتیمی گرانبها گردد کناره بهر چه از خاکسار خود کردی؟
💡 کناره گرد دیار محبت است آن کس که در میان بلا یاد دوستان نکند
💡 تو چشم روزگاری و، از هر کنارهای مژگانصفت به گرد تو حیران نگاهها
💡 بر گرد قطب یاران پرگاروار گردند سرگشته در کناره او در میان نشسته
💡 صائب فتاد هر که درین بحر بی کنار چون گوهرست گرد یتیمی کناره اش