لغت نامه دهخدا
مومیایی بخش. [ ب َ ] ( نف مرکب ) مومیایی بخشنده. آنکه یا آنچه مومیایی دهد. || مرهم ده. شفابخش. مرهم نه. که شکستگی ها را جبران کند:
من شکسته خاطر از شروانیان وز لفظ من
خاک شروان مومیایی بخش ایران آمده.خاقانی.
مومیایی بخش. [ ب َ ] ( نف مرکب ) مومیایی بخشنده. آنکه یا آنچه مومیایی دهد. || مرهم ده. شفابخش. مرهم نه. که شکستگی ها را جبران کند:
من شکسته خاطر از شروانیان وز لفظ من
خاک شروان مومیایی بخش ایران آمده.خاقانی.
( صفت ) آنکه یا آنچه مومیایی دهد: [ من شکسته خاطراز شروانیان وز لفظ من خاک شروان مومیایی بخش ایران آمده.] ( خاقانی ۳۷۳ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بخشی از لباس زرهمانندی که این مومیایی پوشیده است، خطوطی شبیه به خط میخی دیده میشود.
💡 دیویس در سن ۱۶ سالگی به عنوان دستیار در پزشکی قانونی شغلی پیدا کرد و پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان، بلافاصله در برنامه کالج سانفرانسیسکو ثبت نام کرد و از اوقات خود در آنجا لذت میبرد اما پس از دو ترم، تحصیل را رها کرد و در یک سردخانه نزدیک به خانه، در بخش پزشکی قانونی شاگردی میکرد. او همچنین یک مومیایی کننده حرفه ای برای مجالس ترحیم بود.