لاف کیش

لغت نامه دهخدا

لاف کیش. ( ص مرکب ) معتاد به لاف:
لاف کیشی، کاسه لیسی طبل خوار
بانگ طبلش رفته اطراف دیار.مولوی.

فرهنگ فارسی

آنکه به لاف عادت دارد: لاف کیشی کاسه لیسی طبل خوار بانگ طبلش رفته اطراف دیار. ( مثنوی لغ. )

جمله سازی با لاف کیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زدی لاف ای یار فرخنده کیش که هستم همی رستم عهد خویش

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز