لغت نامه دهخدا
قیاس معالفارق. [ س ِ م َ عَل ْ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قیاس چیزی بر چیزی دیگر بدون علت و مناسبت و اشتراک. دو چیز را با یکدیگر سنجیدن و مقایسه کردن بدون مناسبت.
قیاس معالفارق. [ س ِ م َ عَل ْ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قیاس چیزی بر چیزی دیگر بدون علت و مناسبت و اشتراک. دو چیز را با یکدیگر سنجیدن و مقایسه کردن بدون مناسبت.
قیاس چیزی بر چیزی دیگر بدون علت و مناسبت و اشتراک.
قیاسِ مَعَ الفارِق
اگر دو چیز را که از جهتی شبیه یکدیگرند، از هر جهت شبیه یکدیگر بدانند و به وجه افتراق (فارق) آن دو توجه نکنند و به صدور حکم مبادرت ورزند، به قیاس مع الفارق دست زده اند، چنان که اگر بر بنیاد شباهت های «سرکه» و «شراب» که هر دو از انگور به دست می آیند و هر دو تخمیر می شوند (وجه شَبَه)، حکم کنند که «شراب هم همانند سرکه حلال است»، به قیاس مع الفارق پرداخته اند؛ زیرا وجه افتراق یا فارق آن دو را، که تخمیر سرکه، اسیدی و تخمیر شراب، الکلی است، از نظر دور داشته اند. نیز← تمثیل
[ویکی فقه] قیاس مع الفارق، قیاس فاقد جامع میان اصل و فرع است.
قیاس مع الفارق، مقابل قیاس به الغای فارق بوده و به قیاسی گفته می شود که در آن میان اصل و فرع جامعی وجود ندارد؛ یعنی علت در فرع با علت در اصل هیچ گونه مشابهت و مماثلتی ندارد؛ به بیان دیگر، علت در فرع نه در ذات و نه در جنس با علت در اصل، همانند نیست.
توضیح
در قیاس، شرط است که در فرع، علتی مانند علت اصل وجود داشته باشد تا از راه این تشابه حکم اصل به فرع سرایت داده شود، چه این تشابه در ناحیه ذات باشد،
← مثال
۱. ↑ زحیلی، وهبه، الوجیز فی اصول الفقه، ص۶۸. ۲. ↑ آمدی، علی بن محمد، الاحکام فی اصول الاحکام، ج۲، ص۳۲۶.
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولى غافل از اينكه اين قياس مع الفارق است؛ زيرا هرگز نتوان وحى آسمانى را باانديشه ناقص بشر مقايسه كرد، چه آنكه حدّفاصل ميان اين دو (وحى و قانون ) همان حدّ فاصل ميان خالق و خلق است، آرى اديانآسمانى گذشته گر چه نسخ شده، ولى دين اسلام به طور ثابت و ابدى اعلام شده است، پس قوانين آن هرگز قابل تغيير نيست و بايد با تمام تمدّنها و پيشرفتهاى انسانىقابل انطباق باشد كه هست.
💡 ولى همه اين حرفها از باب مقايسه اوضاع واحوال قيامت است به نظائر دنيايى آن و اين قياس، قياسى است مع الفارق و بيجا، براىاينكه آنچه از ظاهر مسلم قرآن و سنت استفاده مى شود اين است كه نظام حاكم در آخرت غيرنظام حاكم در دنيا و غير آن نظامى است كه معهود ذهن ما از طبيعت است، آنچه ما از بصير واعمى به ذهن داريم اين است كه بصير عبارت از كسى است كه همه ديدنى ها را ببيند، وكور آن كسى است كه آنچه را كه قابل رويت است نبيند.