عیب تراش

لغت نامه دهخدا

عیب تراش. [ ع َ / ع ِ ت َ ] ( نف مرکب ) عیب تراشنده. عیب جوینده. عیب نهنده بر دیگران:
چه بلا عیب تراشم، که حسد کم بادا
مشنو عیب زر ده دهی از سیم دغل.عرفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عیب تراشنده عیب جوینده عیب نهنده بر دیگران

جمله سازی با عیب تراش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عیب اصلی این است که سوپرفینیشینگ نیاز به سنگ زنی یا عملیات تراش سخت از قبل دارد که هزینه را افزایش می دهد.