لغت نامه دهخدا
سیاه و سفید فرق کردن. [ ه ُ س َ / س ِ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از سواد داشتن یعنی مصحف کتاب خواندن. ( از برهان ). کنایه از ملکه خواندن و امتیاز در هر چیز بهم رسانیدن. ( آنندراج ).
سیاه و سفید فرق کردن. [ ه ُ س َ / س ِ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از سواد داشتن یعنی مصحف کتاب خواندن. ( از برهان ). کنایه از ملکه خواندن و امتیاز در هر چیز بهم رسانیدن. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاصه با روی سپید و پاک چون تابنده روز خاصه با موی سیاه و تیره چون تاریک شب
💡 زین تشبه چشم خصمت را نشاید ابر خواند کاین سفید و اشکریز است آن سیاه و اشکبار
💡 اینکه بر چشمم، سیاه و تنگ دل یاری، ولی کس نمیگوید حدیث سخت، در روی شما
💡 سرعت فیلم در فیلم سیاه و سفید از نسبت چگالی نور با دامنه آن به وجود میآید.
💡 همچنین در مورد نشان توس از خیمهگاهی سیاه و پرچمی صحبت شده است که در آن نقش فیل و سوارانی با کفشهای طلایی وجود دارد:
💡 در ادامه آرد نخودچی را به همراه مقداری نمک، فلفل سیاه و زردچوبه به گوشت اضافه کنید و خوب مخلوط کنید.