لغت نامه دهخدا
رودم رودم. [ دَ دَ ] ( صوت مرکب ) مقاله زنان است در حالت گریه هرگاه وهنی باو از طرف اولاد رسد. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). رجوع به رودم شود.
رودم رودم. [ دَ دَ ] ( صوت مرکب ) مقاله زنان است در حالت گریه هرگاه وهنی باو از طرف اولاد رسد. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). رجوع به رودم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز قید مهر توهرگز برون نمی رودم دل ز قیدعالم امکان اگر کنند برونم
💡 ز کین قوم دغ کشته گشته رودم وای به خون خویشتن آغشته گشته رودم وای
💡 به سر همی رودم دود و من نمیدانم چه آتش است که در اندرون گرفت مرا
💡 ز آندم که رفت نام لبت بر زبان من طعم شکر نمی رودم از دهان جان
💡 تا روز ژاله بارد از چشم همچو رودم آری نکو نماید بر روی لاله ژاله
💡 بپا نمی رودم خاری از ره عشقت که همچو رشته گوهر ز سر گذر نکند