رستگار کردن

لغت نامه دهخدا

رستگار کردن. [ رَ ت َ / رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آزاد ساختن. آزادی بخشیدن. رها کردن. رهایی دادن. خلاص کردن:
بفرمود شه تا رقیبان بار
کنند آن فروبسته را رستگار.نظامی.

فرهنگ فارسی

آزاد ساختن آزادی بخشیدن رها کردن

جمله سازی با رستگار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 "خداوندا، اکنون آخرین بنده صلح طلب تو؛ بر اساس حرف تو عازم می‌شود: برای چشمان من، رستگاری توسط تو دیده شده که تو از قبل سرنوشت تمام مردم را مشخص کرده‌ای: «باشد نوری برای روشن کردن امتها و برای جلال قوم تو، اسرائیل» "

💡 این تازه که گاهواره تا گور کون کردن و رستگار گشتن

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز