رز کنار

لغت نامه دهخدا

رزکنار. [ رَ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جلال ازرک بخش نور شهرستان بابل. سکنه آن 230 تن. آب آنجا از رودخانه کاری. محصول عمده آنجا غلات و برنج و صیفی وکنف و نیشکر است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان جلال ازرک بخش نور شهرستان بابل.

جمله سازی با رز کنار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باستان‌شناسان، سکونت بشر را از حدود ۱۵۰هزار سال پیش در پایکوه گلرت و در کنار دانوب تخمین زده‌اند.

💡 دلاوری در مصاحبه با برنامه فرمول یک خبر از اجرای برنامه چالشی تهران ۲۰ را داد. بعد از چند سال اجرای برنامه چالشی تهران ۲۰ از مجری گری این برنامه تلویزیونی کنار رفت.

💡 اگر چه بوس و کناری نمی شود حاصل ز گوشه هایِ دو چشمت به یک نظر شادم

💡 شهر کنار یک لنگرگاه طبیعی و در پای گذرگاهی در غرب رشته کوه‌های آپنینه واقع شده.

💡 مراد من میان یار بود آن در کنار آمد میان راحت افتادم چو رنج بیکران دیدم

💡 یک امشبی که تو آسوده در کنار منی چه میشود که رخ از من بدیگری نکنی

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز