راضی داشتن

لغت نامه دهخدا

راضی داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) خشنودساختن. خرسند کردن. راضی ساختن:
چه دارم تا ترا راضی توانم داشتن جانا
در اینصورت اگر خوش میشوی آزردنم اولی.آزرد اکبرآبادی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

خشنود ساختن. خردسند کردن

جمله سازی با راضی داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاه یا ولیعهد خواستند که به اجبار طلاق شکوه‌الدوله (دختر مظفرالدین شاه) را از موقر السلطنه شوهرش که (به دلیل نارضایی از حکومت) زندانی شده بود بگیرند. موقر راضی نبود. برای انجام این عمل ابتدا به حاج سید علی‌اکبر تفرشی و بعد به سید عبدالله بهبهانی مراجعه شد و چون موقرالسلطنه گرفتار بود، هر دو نفر گفتند که باید شوهر آزاد باشد و شخصاً رضایت بدهد و در غیر این صورت به هیچ وجه امکان ندارد و برخلاف شرع است. پس از مأیوس شدن از این دو نفر از طرف دربار به حاج شیخ فضل‌الله مراجعه شد و او بدون رضایت شوهر صیغهٔ طلاق را جاری نمود و شکوه‌الدوله را به زوجیت (میرزا ابوالقاسم) امام جمعه درآورد. در این‌جا روایت‌ها مختلف است؛ بعضی می‌گویند که شیخ فضل‌الله پس از طلاق دادن در همان مجلس بدون نگه داشتن عده، او را برای امام جمعه عقد کرد و برخی دیگر می‌گویند که پس از سرآمدن عده، زن مطلقه به‌اجبار، به حبالهٔ نکاح امام جمعه درآمد… این عمل شیخ فضل‌الله نیز مزید بر عمل سابق‌اش او را خیلی منفور کرد و از آن توجه و علاقه که عامه در سابق نسبت به وی اظهار و ابراز می‌داشتند خیلی کاسته شد و مردم اشعاری در این باب ساخته و می‌خواندند و از آن جمله این شعر بود:

💡 دشمنت را نیستی راضی به دنیا داشتن هر چه نپسندی به او نتوان پسندیدن به خویش

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز