دو تنوره

لغت نامه دهخدا

دوتنوره. [ دُ ت َ رَ / رِ ] ( ص نسبی ) قسمی نان. دوالکه. دوباره تنور. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوالکه شود.

فرهنگ فارسی

قسمتی نان.

جمله سازی با دو تنوره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی از زیبایی‌های غار سفید خانی وجود دود کش جن می‌باشد که در دهانه غار به صورت تنوره باز قرار دارد. همچنین این غار مملو از استالاکتیت‌های فراوانی می‌باشد که بر زیبایی غار افزوده‌است.

💡 این آسیاب تنها آسیاب باقیمانده بفرو است که نیاز به مرمت دارد و در باغ آسیاب (معروف به کوچه آسیاب) واقع شده‌است. آسیاب آبی بفروئیه بر سر راه آب قنات بوده و شامل تنوره، چندین اتاق، انبار گندم و راهروی ورودی است.

💡 دایرهٔ تنوره بین ریخته نقطه‌های زر کرده چو سطح آسمان خط سرای زندگی

💡 از بس که گرم نشو و نما گشته، همچو دیو بر آسمان تنوره زنان میرود چنار

💡 بر در درج خط قدح از افق تنوره بین عکس دو آفتاب را نورفزای زندگی

💡 دو گوهرست درین وقت شرط مجلس ما قِنینه مَعدِن این و تنوره مسکن آن