دشوار گشتن

لغت نامه دهخدا

دشوار گشتن. [ دُش ْ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) دشوار گردیدن. سخت شدن. طَم. ( از منتهی الارب ):
یکی کار بد خوار و دشوار گشت
ابا گرد کشور همه یار گشت.فردوسی.اًغصان؛ کج گردیدن و دشوار گشتن کار. ( از منتهی الارب ). و رجوع به دشوار گردیدن شود.

فرهنگ فارسی

دشوار گردیدن. سخت شدن.

جمله سازی با دشوار گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر به‌ این رنگ ‌است بیدل انفعال هستی‌ام سنگ را هم آب‌ گشتن آنقدر دشوار نیست

ربع الخالی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز