دامن الوده

لغت نامه دهخدا

( دامن آلوده ) دامن آلوده. [ م َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) که دامن آلوده دارد. که دامنش بچیزی چون خون یا پلیدی و نظایر آن آغشته شده. || تردامن. فاسق. فاجر. آلوده دامن. دامن آلود. دامن سیاه. مقابل خشک دامن و پاکدامن:
دامن آلوده اگر خود همه حکمت گوید
بسخن گفتن زیباش بدان به نشوند.سعدی.چرا دامن آلوده را حد زنم
چو خود را شناسم که تردامنم.سعدی.یکی زجر کردش که تبت یداک
مرو دامن آلوده در جای پاک.سعدی.

فرهنگ عمید

( دامن آلوده ) شخص بدکار و بدنام، آلوده دامن، تردامن: چرا دامن آلوده را حد زنم / چو در خود شناسم که تردامنم (سعدی۱: ۱۷۰ ).

فرهنگ فارسی

( دامن آلوده ) ( صفت ) ۱ - آنکه دامن جامهاش ملوث باشد. ۲ - بد کار بد نام آلوده دامن.
که دامن آلوده دارد

جمله سازی با دامن الوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رحمت حق می کند خالی دل از عصیان ما ابر این دریا به غیر از دامن آلوده نیست

💡 ای ستمگر ز کجا تازه و تر می آیی دامن آلوده به خوناب جگر می آیی

💡 که نه من این نمیبنینم که دارم دامن آلوده ولیکن عشق میگیرد گریبانم به رسوایی

💡 بیدل از قسمت تشریف ازل هیچ مپرس اینقدر دامن آلوده که هستم دادند

💡 بیش از آن نیست که او دامن آلوده ز خلق باز می پوشد و ما باز نمی پوشانیم

💡 شبنم آسا چه غم از دامن آلوده مرا که به سرچشمه خورشید درخشان رفتم

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز