لغت نامه دهخدا
خوشنود شدن. [ خوَش ْ / خُش ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) راضی شدن. قانع و خرسند شدن: باری در آن میان جست و شفاعت کردند تا امیر خوشنود شد. ( تاریخ بیهقی ).
خوشنود شدن. [ خوَش ْ / خُش ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) راضی شدن. قانع و خرسند شدن: باری در آن میان جست و شفاعت کردند تا امیر خوشنود شد. ( تاریخ بیهقی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نماز شدن انسان، تلاش براى شدن و زنده ماندن، نيايش خواستن است. خواستن انسانىاست كه از آنچه دارد خوشنود نيست. و در آنچه كه هست رنج مى برد. اساسى تريندرسى كه در نماز مى انديشيم توحيد در هستى است و طرد همه (شركها) و (تفرقه ها) ونفى همه قدرتهاى دروغين، غير از خدا.