خرسند شدن

لغت نامه دهخدا

خرسند شدن. [ خ ُ س َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تسلی. تسلیت یافتن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || قانع شدن. راضی شدن. شاکر شدن. || شاد شدن. شادمان گشتن:
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم.سعدی ( طیبات ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - قانع شدن. ۲ - راضی شدن. ۳ - شادمان گشتن.
تسلی تسلیت یافتن

جمله سازی با خرسند شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرسند شدن به یک نظاره زان به که کند ز من کناره

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز