لغت نامه دهخدا
خطسازی. [ خ َ ] ( حامص مرکب ) عمل خطساز. سندسازی. تقلب در نوشته. ( یادداشت بخط مؤلف ). تقلید خط دیگران. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خطسازی. [ خ َ ] ( حامص مرکب ) عمل خطساز. سندسازی. تقلب در نوشته. ( یادداشت بخط مؤلف ). تقلید خط دیگران. ( یادداشت بخط مؤلف ).
عمل خط ساز سند سازی
{sequence} [موسیقی] ضبط داده های میدی و داده های صوتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گفته موسسه واشینگتن در سال 2015: "... آزاد سازی اموال قبل برجام، تأثیر چندانی بر دولت ایران نداشت. "
💡 کتاب ردیف سازی موسیقی سنتی ایران شامل ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی برومند توسط ژان دورینگ نتنویسی و در سال ۱۳۷۰ با ترجمهٔ پیروز سیار به زبان فارسی، توسط انتشارات سروش منتشر شد.
💡 شرم دار از چشم مردم چند سازی ای فلک آبروی دردمندان را روان چون آب جوی
💡 امروز کار سازی خود کن که میروی فردا بمنزلی که در او هیچ کار نیست
💡 شبیه سازی رانندگی، به عنوان مثال، راننده را بر روی جایگاه مؤثر قرار میدهد که در واقع رانندگی واقعیت مجازی مبتنی برحرکت است.
💡 تو که از دیدن گل می روی از خود صائب به ازان نیست که از دور به نکهت سازی