لغت نامه دهخدا
خطساز. [ خ َ ] ( نف مرکب ) آنکه خط مردمان را تقلید می کند. || حقه بازی که با ساختن خط مردمان سند بنفع خود جعل می کند. متقلب. سندساز.
خطساز. [ خ َ ] ( نف مرکب ) آنکه خط مردمان را تقلید می کند. || حقه بازی که با ساختن خط مردمان سند بنفع خود جعل می کند. متقلب. سندساز.
آنکه خط مردمان را تقلید می کند یا حقه بازی که با ساختن خط مردمان سند بنفع خود جعل می کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دویدند هر یک به آواز او نهادند سر بر خط ساز او
💡 سوئیفت گفت که «خیابان کرنلیا» یکی از شخصیترین ترانههای آلبوم عاشق است. عنوان این ترانه به خیابانی در محله دهکده گرینیچ نیویورک اشاره دارد، جایی که سوئیفت یک خانهٔ شهری در آنجا اجاره کرده بود. متن ترانهها دربارهٔ سوئیفت است که پس از اینکه در طول رابطهٔ مشترکش با فراز و نشیبهایی روبرو شدهاست، هرگز اجازه نمیدهد علاقهاش نسبت به عشقش از بین برود. این ترانه الکتروپاپ توسط یک خط ساز شستیدار فلوت مانند، آهنگهای ظریف پیانو و یک پسزمینه سینث ساخته شدهاست.