فرهنگ عمید
نگهبان خرمن که خرمن غله را می پاید.
نگهبان خرمن که خرمن غله را می پاید.
( صفت ) مراقب خرن: (( بپا ) ) ی خرمن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من که بیلالهرخی ساکن گلخن شدهام زآتش عشق چنین سوخته خرمن شدهام
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به تونی، سزار، خرمن، حیوان آدمنما و فاسق لیدی چترلی اشاره نمود.
💡 خوشهچینان خرمن ناموس را آتش زنند از دهان مور اگر ناگاه افتد دانهای
💡 حاصل من برنمی آید به ارباب سؤال خوشه چین از دانه افزون است در خرمن مرا
💡 ابر احسان میکند در خاک تیغ برق را باد دستی خرمن ما را هدایت میکند
💡 او گرد وجود پدر خويش همچون پروانه مى گرديد و از خرمن وجود او بهرها مى برد. درآخرين لحظات از پدر خويش اجازه خواست تا از او سئوالى بپرسد. امام او را در پرسيدنآزاد دانست و فرمود: (دخترم ! هر چه مى خواهى بپرس كه فرصت كم است.)