خدر شدن
مترادفها
بیحس شدن، کرخت شدن
متضادها
حس شدن، بیدار شدن
لغت نامه دهخدا
خدر شدن. [ خ َ دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )باطل شدن موقت حس لمس اندامی زنده، کرخت شدن. خواب رفتن. سِر شدن. کَرِخ شدن. ( یادداشت به خط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
باطل شدن موقت حس لمس اندامی زنده کرخت شدن.
جمله سازی با خدر شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این ایدهها در اواخر سده هجدهم توسط یهودیان آلمانی که مدارس اصلاحگرایانه یا فرایشولن («مدارس آزاد») را گشودند، عملی شدند. این مدارس و در نهایت معرفی آموزش اجباری سرانجام منجر به برچیده شدن سامانه خدر، کمینه در کشورهای با زبان آلمانی شد؛ اگرچه این سامانه در اروپای شرقی تا وقوع هولوکاست نیز ادامه داشت.
💡 نشستن طولانیمدت روی صندلیهای سفت و نامناسب میتواند باعث خدر شدن پاهای بیمار شود که نشاندهنده فشار بیش از حد بر عصبهای اصلی بدن است.
💡 بسیاری از افراد پس از خوابیدن در وضعیت نامناسب، با احساس خدر شدن دستهای خود بیدار میشوند که نیاز به حرکت دادن مداوم اعضا دارد.
💡 اگر احساس خدر شدن مداوم و بیدلیل در یک عضو بدن را داشتید، حتماً باید به پزشک متخصص مراجعه کنید تا علت اصلی مشخص شود.