کرخت شدن

مترادف‌ها

بی‌حس شدن، منگ شدن، سست شدن

متضادها

حساس شدن

لغت نامه دهخدا

کرخت شدن. [ ک َ رَ / ک َ رِ / ک ِ رِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سِرشدن. بی حس شدن عضوی. خدر شدن. باطل شدن حس لمس اندامی زنده خواه به علاج و خواه بخودی خود به خواب رفتن.کرخ شدن. ضعیف شدن حس. بی حس گردیدن عضوی از عدم حرکت خون در وی و مانند آن چنانکه مدتی در زیر سایر اعضاء ماند و یا سرمای سخت بیند. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بی حس شدن عضوی. خدر شدن

جمله سازی با کرخت شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برخی از افراد با مصرف زیاد شیرین‌بیان دچار درد عضله و عده‌ای دیگر با کرخت شدن دست و پا و حتی فلج هر چهار اندام (کوادری پلژی) مواجه می‌شوند.

💡 نشستن طولانی مدت در یک وضعیت نامناسب باعث کرخت شدن پاهای ورزشکاران می‌شود که می‌تواند منجر به آسیب‌های جدی به سیستم عصبی گردد.

💡 پس از انجام تزریق‌های سنگین در دندان‌پزشکی، کرخت شدن لثه‌ها و زبان برای مدتی طولانی کاملاً طبیعی و بخشی از روند درمان است.

💡 در شرایط سرمای شدید، کرخت شدن پوست صورت می‌تواند نشانه‌ای از خطرناک بودن وضعیت هوا و احتمال بروز یخ‌زدگی در بدن باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران