خواب شدن

لغت نامه دهخدا

خواب شدن. [ خوا / خاش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خواب رفتن. بخواب رفتن. خفتن. || بیحس شدن. خدر شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || بخواب مصنوعی درآمدن. هیپنوتیز شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بخواب فرورفتن.

جمله سازی با خواب شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در پای گل به خواب شدن نیست از ادب در گلشنی که سرو به یک پا ستاده است

💡 خواهی بسی به خواب شدن در بسیط خاک عمرت همین دو روزه به خواب گران گذشت

💡 بیخوابی شب جان مرا گرچه بکاست در خواب شدن از ره انصاف خطاست

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز