خام دستی کردن
مترادفها
عجله کردن، سرسری انجام دادن
متضادها
با دقت انجام دادن، با برنامهریزی انجام دادن
لغت نامه دهخدا
خام دستی کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کار از روی ناتجربه کردن. مال بیمصرف خرج کردن.
فرهنگ فارسی
کار از روی ناتجربه کردن مال بی مصرف خرج کردن.
جمله سازی با خام دستی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فیلم که با یک دوربین ارزان قیمت و خانگی فیلمبرداری شده، به شکلی بازیگوشانه از خام دستی و ساده انگاری ظاهری اش بهره میبرد تا به شکلی هوشمند و با پیچش و شوخطبعی، حقایقی را افشا کند. این فیلم تصویر خطوط شکست در یک خانوادهٔ ایرانی که نمایندهٔ جامعه ای پس از یک انقلاب است. سکانس اپتدایی، تصویر مردی که بردارش را بعد از مرخصی و در بازگشت به زندان همراهی میکند، به تنهایی میتواند این فیلم را شایستهٔ این جایزه بکند.