لغت نامه دهخدا
حب خطائی. [ ح َب ْ ب ِ خ َ ] ( ع اِ مرکب ) دند است که به هندی جمال کوته و حپال کوته نامند.
حب خطائی. [ ح َب ْ ب ِ خ َ ] ( ع اِ مرکب ) دند است که به هندی جمال کوته و حپال کوته نامند.
دندانست که بهندی جمال کوته و حیال کوته نامند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم سر زلفش که مگر مشک خطائی پیچید به خود زین سخن و نیک برآشفت
💡 روزی بغلط تیر نگاهی بمن انداز کاینکار خطائی است که خوشتر ز صوابست
💡 سیدم اهل صواب است خطائی نکند توبه گر هست چه گویم که خطا نتوان کرد
💡 گفت شوال کت این نیز خطائی دگر است تن بود مرکب جان آنچه قوی نیک تر است
💡 معاذالله خطائی گر زکلکت در وجود آید ز بیم تیغ چون برقت فلک گوید صوابست این